خرید بک لینک
اصلا انگار این روزها رو با غم و رنج نوشتن...

وقتی کز کردی تو خودت و این حس نفرت از همه چیز رو داری...حتی نمی دونی از چی متنفری.

حالت تهوع داری...سردرد داری...مثل معتادی که حتی نمی دونه و نمی تونه به دارویی برسه.

فرهاد هم داد می زنه...دلم از تاریکی ها خسته شده...

پرت می شم به سال ها پیش...اهنگ ها جادویی ان...یه جور ماشین زمان.

شنبه روز بدی بود...

...

اما شعر تو میگه که چشم من، تو نخ ابره که بارون بزنه...

چه کسی میتونه وسعت اندوه بقیه رو درک کنه؟ هیچکس...ما فقط اداشو در میاریم.

برچسب: جغد شومی پشت دیوار دلم,جغد شومی,دلیل شومی جغد,فلسفه شومی جغد,نخونه جغد شومی,علت شومی جغد, نویسنده: سام قاسمی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 23:29

صفحه بندی